
روزهای متفاوتی را میگذرونم،چند هفته ی پیش حوصله ی خودمو هم نداشتم و بخاطر تغییرات شدید و متفاوتی که در اثر بارداری در بدنم ایجاد شده بود حال خوبی نداشتم،اما با تمام وجود سعی میکردم با انرژی های منفی مبارزه کنم. قرار شده چند روزی رو بدون همسرم خونه ی مادرم باشم،شب اول همسرم با من اومدو دوباره برگشت خونه،شب دوم کلا نیومد و...حالا نمیدونم شب سوم چی میشه!! راستش وقتی امشب همسرم گفت نمیام برخلاف همیشه اصلا بهش اصرار نکردم،راستش حس میکنم انگیزمو در این زمینه کشته،من زن با پشتکاری نیستم اما واقعا بر...
ادامه مطلب