تفکرات سنتی!!

خرید بک لینک
روزهای متفاوتی را میگذرونم،چند هفته ی پیش حوصله ی خودمو هم نداشتم و بخاطر تغییرات شدید و متفاوتی که در اثر بارداری در بدنم ایجاد شده بود حال خوبی نداشتم،اما با تمام وجود سعی میکردم با انرژی های منفی مبارزه کنم.قرار شده چند روزی رو بدون همسرم خونه ی مادرم باشم،شب اول همسرم با من اومدو دوباره برگشت خونه،شب دوم کلا نیومد و...حالا نمیدونم شب سوم چی میشه!! راستش وقتی امشب همسرم گفت نمیام برخلاف همیشه اصلا بهش اصرار نکردم،راستش حس میکنم انگیزمو در این زمینه کشته،من زن با پشتکاری نیستم اما واقعا برای بهبود روابطم با همسرم تلاش کردم،بیشتر این تلاش در جهت اصلاح رفتار خودم و بازتاب این رفتار در همسرم بوده و کمتر سعی کردم اونو تغییر بدم،ولی واقعا تو این زمینه دیگه انگیزه ای برای ادامه دادن ندارم،البته به خودم حق میدم چون همسرم در این زمینه و نحوه ی برخورد با خانواده "زن" خیلی خاص و غیر منطقی(البته از نظر من) تربیت شده،و من با گوشتو خونم فهمیدم نمیتونم در برابر این تربیت که نسلها از پدران به پسران منتقل شده ایستادگی کنم(میدونم توضیحاتم ناقصه و اصلا قانع کننده نیست اما ترجیح میدم بیشتر ازین چیزی نگم)امشب وقتی همسرم طبق روال همیشه،بعد از کار ، به من تلفن زد و صحبتای شب قبل منو برای اومدن نادیده گرفتو گفت نمیام، بدون هیچ حرفی گفتم:اصراری نیست!!! خود خودم هستم...

ما را در سایت خود خودم هستم دنبال می‌کنید

برچسب: تفکر سنتی و مدرن,تفکر سنتی,تفکر سنتی بازاریابی, نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 15:00

صفحه بندی