احساسات مبهم و درهم!

خرید بک لینک
دیشب همسرم از مسافرت دو روزه اش به تهران برگشت،فوق العاده خسته بود چرا که از این دو روز 1روزشو در حال رانندگی تو جاده بود،دلیل اصلی سفر همسرم بدنیا اومدن بچه ی برادرش بود و روز بعد از رسیدنشون به تهران نوزاد متولد شد،البته من به خاطر شرایطم نتونستم در این سفر همراهیش کنم اما دیشب وقتی برگشت برخلاف انتظار من که بعد از دو روز که همو میدیدم اون طور که باید رفتارش محبت آمیز نبود و در حین حال ابراز محبت زیادی به بچه ی برادرش داشت(باید اینو بگم که همسر من اصلا اهل بروز احساساتش نیست،بطور کلی آدم آرومیه و کمی سرد،بخاطر همین من واقعا تعجب کردم وقتی دیدم چه احساسی نسبت به این نوزاد تازه متولد شده داره...در جا این فکر به ذهنم خطور کرد که...یعنی نسبت به بچه ی خودمونم اینقد اشتیاق نشون میده؟؟)

همسری از تهران یه لباس واسم خریده بود که به خیال خودش لباس بارداری بود اما وقتی پوشیدمش تنگ بود و بیشتر به درد دوران قبل از بارداریم میخورد نه الان + یکی از خوراکی های مورد علاقه مو که چند روز بود میخواست واسم بخره و نمیشد

از دیشب تا الان رفتار سردش با من و علاقه ی عجیبش به این موجود کوچولو،افکار زیادیو به ذهنم راه داده،دیشب بارها و بارها خواستم بهش بگم:چته؟چرا حال منو نداری؟رفتی پیش خانوادت حالا خستگیتو واسه من آوردی و امثلهم...اما بجای گوش دادن به تمام این حرفای آزار دهنده ی ذهنم سعی کردم خودمو با تمام وجود متقاعد کنم که واقعا خسته ی راهه،خسته ی بیخوابی و مسیر...بجای گوش دادن به تمام این افکار رفتم کنارش نشستمو و تشویقش کردم از تلویزیون دل بکنه و بره استراحت کنه...خوشحالم که به حرفای تند ذهنم گوش ندادم هر چند که هنوزم داره بالای سرم حرف میزنه و قضاوت میکنه...این اتاق کوچک و در عین حال بزرگ ما انسانها مکانی بی انتهاس برای رفت و آمد انواع افکارو قضاوتها...ما در ذهنمون از دیگران ناراحت میشیم،واسشون خطو نشون میکشیم،قضاوتشون میکنیم،تبرئه یا تنبیهشون میکنیم و در آخر کمتر اونها رو عملی میکنیم و تنها چیزی که عایدمون میشه خستگی ناشی از این ستیزو گریزای بی پایان و بی نتیجه اس!!!!!

صبر میکنم خستگی همسری از تنش بیرون بیاد،صبر میکنم فرزند عزیز خودمون متولد بشه،بعد در موردش قضاوت میکنم...صبر کردن چیزیه که من تا حد زیادی بلدم

پ ن: تصمیم گرفتم کمتر در انرژی منفی دیگران و غیبت کردن دیگران،سهیم بشم...یه نفر هست که تو این زمینه خیلی فعاله و من میخوام یواش یواش از انرژی های منفی و بدگویی کردنش پشت سر دیگران فاصله بگیرم

خود خودم هستم...

ما را در سایت خود خودم هستم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 15:00

صفحه بندی